<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>توسعه حرفه ای معلم</title>
    <link>https://tpdevelopment.cfu.ac.ir/</link>
    <description>توسعه حرفه ای معلم</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>طراحی مدل عوامل اثرگذار بر شکل‌گیری جوامع یادگیری حرفه‌ای اثربخش در معلمان تربیت‌بدنی</title>
      <link>https://tpdevelopment.cfu.ac.ir/article_4929.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: در سال‌های اخیر، جوامع یادگیری حرفه‌ای به&amp;amp;lrm; عنوان یکی از مؤثرترین رویکردهای توسعه حرفه‌ای معلمان، مورد توجه نظام‌های آموزشی قرار گرفته‌اند و از همین رو جنبه &amp;amp;rlm;های مختلف آن مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف تدوین مدل عوامل مؤثر بر شکل‌گیری جوامع یادگیری حرفه‌ای اثربخش در تربیت‌بدنی، انجام شده است. روش‌ها‌: روش تحقیق آمیخته و مبتنی بر پارادایم عملگرایانه بوده و از رویکرد اکتشافی-بنیادی و استفهامی بهره گرفته است. داده‌ها از طریق روش‌های میدانی و کتابخانه‌ای جمع‌آوری و با استفاده از تحلیل مضمون و مدل‌سازی ساختاری-تفسیری (ISM) تحلیل شدند. مشارکت‌کنندگان شامل خبرگان و متخصصان تربیت‌بدنی بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. در مرحله نخست، تحلیل مضمون با استفاده از روش براون و کلارک (2006) انجام شد که منجر به شناسایی نه مضمون اصلی شد. سپس در مرحله دوم، با روش &amp;amp;nbsp;ISM، روابط بین مضامین، سطح‌بندی گردید. یافته‌ها: نتایج نشان دادند که &amp;amp;laquo;فرهنگ اعتماد و احترام متقابل&amp;amp;raquo; در ضعیف &amp;amp;rlm;ترین سطح تأثیرگذاری و &amp;amp;laquo;توسعه حرفه‌ای فردی و جمعی&amp;amp;raquo; بیشترین نقش را در شکل&amp;amp;rlm; گیری جوامع یادگیری حرفه&amp;amp;rlm; ای دارد. نتیجه‌گیری: مدل ارائه‌شده بیانگر آن است که شکل‌گیری جوامع یادگیری حرفه‌ای در تربیت‌بدنی، فرایندی چندبعدی است که نیازمند توجه به عوامل مختلفی همچون یادگیری، توسعه حرفه‌ای، فرهنگ سازمانی، همکاری، رهبری و نوآوری نیاز دارد. این مدل می‌تواند به سیاست‌گذاران و معلمان در توسعه این جوامع کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی الزامات و راهبردهای آموزش کارآفرینانه در مدارس؛ رویکردی پدیدارشناسانه بر نقش حرفه ای معلمان</title>
      <link>https://tpdevelopment.cfu.ac.ir/article_4978.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: بدون تردید یکی از اهداف و وظایف آموزش و پرورش، آماده کردن دانش&amp;amp;shy;آموزان در راستای ارتقای قابلیت‌های کارآفرینانه و مهارت&amp;amp;rlm;آموزی دانش‌آموختگان و درک تحولات علمی دنیای آینده می&amp;amp;shy;باشد.&#13;
با توجه به این‌که تاکنون پژوهش مستقلی به بررسی الزامات و راهبردهای آموزش کارآفرینانه مدارس ابتدایی در قالب پژوهش کیفی نپرداخته است و نتایج تحقیقات پژوهش&amp;amp;rlm;گران گذشته در این زمینه، اجماع قابل ‌توجهی را نشان نمی&amp;amp;rlm;دهد، پژوهش حاضر با هدف شناسایی الزامات و راهبردهای آموزش کارآفرینانه در مدارس ابتدایی با تأکید بر نقش حرفه&amp;amp;shy;ای معلمان انجام شده است. &#13;
روش‌ها‌: روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از منظر ماهیت و داده، از نوع کیفی است. جامعه پژوهش شامل خبرگان آموزش کارآفرینی و متخصصین حوزه علوم تربیتی بود که بر اساس روش نمونه&amp;amp;rlm;گیری آگاهانه هدفمند، بر پایه اشباع نظری، 12 نفر خبره برای مصاحبه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه&amp;amp;shy;ساختاریافته بود که در آن، مضامین الزامات و راهبردهای آموزش کارآفرینانه در مدارس با تأکید بر نقش حرفه‌ای معلمان تنظیم شد. برای فرم مصاحبه، ابتدا مصاحبه عمیق با خبرگان انجام گرفت سپس با کدگذاری، شاخص‌ها احصا شدند و از طریق تحلیل مضمون، در قالب مضامین اولیه و مضامین ثانویه و پایه مقوله&amp;amp;rlm;بندی شد.&#13;
یافته‌ها: نتایج برون&amp;amp;rlm;داد کدگذاری الزامات و راهبردهای آموزش کارآفرینانه در مدارس نشان داد که تعداد 114 واحد معنایی (مضمون) استخراج شده است. این کدها در 4 مضمون اصلی: الزامات مربیان آموزش کارآفرینی؛ الزامات برنامه درسی؛ الزامات مربوط به تأمین اعتبارات و تخصیص بودجه و فناوری و الزامات اکوسیستم کارآفرینی طبقه&amp;amp;shy;بندی شدند.&#13;
&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: متولیان آموزش و پرورش بایستی برنامه&amp;amp;shy;ریزی لازم را در زمینه برگزاری کارگاه&amp;amp;shy;های آموزشـی برای معلمان جهت آشنایی با آموزش کارآفرینانه در مدارس و تعامل بین معلمان و دنیای واقعی کسب و کار فراهم کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده پژوهی برنامه درسی در پرتو توسعه هوش مصنوعی: شناسایی پیشران‌ها و رخدادهای مؤثر بر آموزش و برنامه درسی با استفاده از مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://tpdevelopment.cfu.ac.ir/article_5000.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: پیشرفت‌های شگرف در حوزه فناوری اطلاعات، به ویژه هوش مصنوعی، تحولات بنیادینی را در حوزه آموزش و برنامه درسی ایجاد کرده است. هدف این مطالعه، شناسایی پیشران‌ها و رخدادهای مؤثر بر حوزه آموزش و برنامه درسی در پرتو توسعه هوش مصنوعی با استفاده از مرور نظام‌مند است. روش‌ها‌: این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام‌مند و با توجه به گستردگی و نوظهور بودن موضوع انجام شد. بدین منظور، مقالات علمی&amp;amp;ndash;پژوهشی فارسی و انگلیسی منتشرشده در بازه زمانی ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ (۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴) مورد بررسی قرار گرفتند. جستجوی نظام‌مند در پایگاه‌های بین‌المللی Web of Science، Scopus، EBSCO و Google Scholar و همچنین پایگاه‌ها و ناشران معتبر نظیر ScienceDirect، Emerald، Taylor &amp;amp;amp; Francis، Wiley و SAGE انجام شد. برای پوشش پژوهش‌های داخلی، پایگاه‌های SID و Noormags نیز بررسی گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت.. یافته‌ها: بررسی ۴۱ مقاله منتخب در مرور نظام‌مند نشان می‌دهد که مقالات از تنوع موضوعی قابل توجهی برخوردارند و رشد فزاینده انتشار آن‌ها به‌ویژه در دو سال اخیر مشهود است. در فرایند تحلیل داده‌ها، در مجموع ۸۷ کد اولیه به‌عنوان پیشران‌ها و نیروهای محرکه مؤثر بر آموزش و برنامه درسی آینده در پرتو توسعه هوش مصنوعی شناسایی شد. پس از پالایش داده‌ها و حذف کدهای نامرتبط یا هم‌پوشان، تعداد ۴۰ کد نهایی استخراج گردید که در قالب پنج مضمون اصلی طبقه‌بندی شدند. این مضامین شامل: ۱. پیشرفت‌های فناورانه(با ۱۲ زیرمضمون)، ۲. تحولات آموزشی پیش‌رو (با ۱۲ زیرمضمون)، ۳. توانمندسازیذ&amp;amp;nbsp; منابع انسانی (با ۵ زیرمضمون)، 4. ملاحظات اجتماعی&amp;amp;ndash;فرهنگی (با ۶ زیرمضمون) و 5. قوانین و سیاست‌گذاری‌ها (با ۵ زیرمضمون) هستند. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که کاربرد و سیطره هوش مصنوعی در نظام آموزشی و برنامه درسی نیازمند ایجاد زیرساخت‌های مناسب، سرمایه‌گذاری در برنامه‌های آموزشی و سیاست‌های اثربخش برای اطمینان از استفاده معقول و مؤثر از این فناوری و توانمندسازی معلمان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش رهبری بصیر مدیران بر میزان توسعه حرفه‌ای معلمان؛ آزمون نقش تسهیم دانش</title>
      <link>https://tpdevelopment.cfu.ac.ir/article_5002.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: توسعه حرفه‌ای معلمان از عوامل مهم ارتقای کیفیت نظام آموزشی است و در پژوهش‌های پیشین نیز نقش سبک‌های رهبری مدیران مدارس و تسهیم دانش در بهبود عملکرد و رشد حرفه‌ای معلمان تأیید شده است. با این حال، مرور مطالعات نشان می‌دهد که تاکنون رابطه هم‌زمان رهبری بصیر، تسهیم دانش و توسعه حرفه‌ای معلمان در قالب یک مدل ساختاری کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش رهبری بصیر مدیران مدارس در توسعه حرفه‌ای معلمان با میانجی‌گری تسهیم دانش انجام شد. روش&amp;amp;shy;: این پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی و مبتنی بر مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی شهرستان سقز به تعداد 901 نفر بود که 260 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و بر اساس جدول کرجسی و مورگان انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های رهبری بصیر کانگر و کانونگو (1998)، تسهیم دانش کیم و لی (2013) و توسعه حرفه‌ای نوا (2008) گردآوری و با نرم‌افزار LISREL تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد رهبری بصیر مدیران مدارس تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه حرفه‌ای معلمان دارد. همچنین تسهیم دانش تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه حرفه‌ای معلمان نشان داد. افزون بر این، رهبری بصیر از طریق تسهیم دانش دارای اثر غیرمستقیم مثبت و معنادار بر توسعه حرفه‌ای معلمان بود و شاخص‌های برازش نیز مطلوب بودن مدل پژوهش را تأیید کردند.نتیجه‌گیری: یافته‌ها بیانگر آن است که تقویت رهبری بصیر در مدیران مدارس و فراهم‌سازی بسترهای مناسب برای تسهیم دانش می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای توسعه حرفه‌ای معلمان و بهبود کیفیت نظام آموزشی ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین الگوی سواد سنجشی معلمان (مورد مطالعه: دانشگاه فرهنگیان)</title>
      <link>https://tpdevelopment.cfu.ac.ir/article_5035.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: سواد سنجشی به‌عنوان توانایی معلمان در انجام ارزیابی‌های مؤثر کلاسی و اتخاذ تصمیمات آموزشی مبتنی بر شواهد، نقشی محوری در بهبود کیفیت یادگیری دارد. این سواد سه بعد کلیدی را در بر می‌گیرد: مفهومی، کاربردی و اجتماعی-عاطفی. هدف پژوهش حاضر، تدوین الگویی روزآمد و جامع از سواد سنجشی معلمان است. روش‌ها: این پژوهش از نوع کاربردی، با ماهیت توصیفی و روش آمیخته متوالی انجام شد. جامعه‌ی پژوهش را اساتید دانشگاه فرهنگیان در حوزه‌ی ارزشیابی آموزشی تشکیل ‌دادند. در در دو مرحله &amp;amp;nbsp;داده‌ها گردآوری شدند: در بخش کیفی، از طریق مرور سیستماتیک، شاخص‌های اولیه استخراج گردید؛ در مرحله‌ی دوم، با استفاده از پرسشنامه‌ی دلفی، نظرات 31 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان به عنوان حجم نمونه و با روش نمونه‌گیری هدفمند در هفت استان (تهران، زنجان، سنندج، خوزستان، مشهد، اصفهان و کرمان) جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS27 &amp;amp;nbsp;و آزمون ضریب همخوانی کندال&amp;amp;nbsp; جهت سنجش سطح اجماع خبرگان استفاده شد. یافته‌ها: در بخش کیفی، زیرشاخص‌های سه‌گانه برای سه مولفه‌ی اصلی شناسایی و در مراحل دلفی مورد توافق خبرگان قرار گرفت. در نهایت، چارچوبی جامع برای الگوی سواد سنجشی معلمان در نتیجه اجرای سه مرحله روش دلفی طراحی شد که شامل سه مولفه اصلی با 9 زیرشاخص و 33 شاخص استخراج‌شده از روش دلفی است.نتیجه‌گیری: یافته‌ها بر ضرورت به‌کارگیری عملی سواد سنجشی در برنامه‌های آموزش معلمان تأکید دارند و نشان می‌دهند که یکپارچه‌سازی ابعاد مفهومی، کاربردی و اجتماعی-عاطفی می‌تواند پایه‌ای برای بازتعریف حرفه‌ای نقش معلم در نظام‌های آموزشی معاصر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل علی احساس و شناخت کوانتومی بر اثربخشی معلمان با میانجیگری اشتیاق و وقف تدریسی</title>
      <link>https://tpdevelopment.cfu.ac.ir/article_5034.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر، ارزیابی مدل علی روابط احساس و شناخت کوانتومی بر احساس اثربخشی با نقش میانجیگری اشتیاق تدریس و وقف شدن در آن معلمان متوسطه دوم شهر شیراز بود. روش&amp;amp;shy;ها:&amp;amp;nbsp; بدین منظور در یک طرح کمی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان متوسطه دوم شهر شیراز بود که ۲۲۵ نفر از آنها با استفاده از قواعد مدل‌یابی معادلات ساحتاری روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه‌های احساس و شناخت کوانتومی علی&amp;amp;shy;صوفی و سلیمی(2023)، اشتیاق تدریس و وقف شدن در آن (اشتیاق شغلی) شافلی و همکاران (۲۰۰۲)، احساس اثربخشی اسپریتزر(1995) بودند، داده‌های جمع‌آوری شده&amp;amp;nbsp; به روش مدل‌یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: نتایج&amp;amp;nbsp; با استفاده از نرم‌افزارهای spss نسخه 22 و &amp;amp;nbsp;لیزرل (8. 54 LISREL) نشان داد که مقدار شاخص&amp;amp;shy;های CFI (شاخص برازش تطبیقی) (90/.)، &amp;amp;nbsp;RMSEA(ریشه‌ی خطای میانگین مجذورات تقریب)(056/.) و GFI (شاخص نیکویی برازش)(90/.) و نسبت مجذور کای به درجه آزادی(75/2) به دست آمده است که نشان‌دهنده برازش مناسب مدل مذکور است. همچنین بیشترین اثر مستقیم مربوط به احساس کوانتومی بر اشتیاق تدریس(۲۹/۰) و وقف شدن در تدریس(۲۹/۰) و کمترین اثر مستقیم مربوط به شناخت کوانتومی بر اشتیاق تدریس (۱۲/۰) است؛ علاوه بر این، بیشترین اثرغیرمستقیم مربوط به تاثیر احساس کوانتومی بر احساس اثربخشی(۱۰/۰) و کمترین اثر غیرمستقیم مربوط به تاثیر شناخت کوانتومی بر احساس اثربخشی (۰۵/۰) می‌باشد. در نهایت بیشترین اثرکل مربوط به تاثیر احساس کوانتومی بر اشتیاق تدریس(۲۹/۰) و وقف شدن در تدریس(۲۹/۰) و کمترین اثر کل مربوط به تاثیر شناخت کوانتومی بر اشتیاق تدریس (۱۲/۰) است. نتیجه‌گیری: بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که اشتیاق تدریس و و قف شدن در آن در رابطه‌ی بین احساس و شناخت کوانتومی و احساس اثربخشی معلمان موثر است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
